صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 810غزل شمارهٔ 810شاعر: صائبوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: رانراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگمراه کند غفلت من راهبران راچون خواب، زمین گیر کند همسفران را22نقل کریںبی بهره ز معشوق بود عاشق محجوبروزی ز دل خویش بود بی جگران را33نقل کریںدر کوه و کمر از ره باریک خطرهاستزنهار به دنبال مرو خوش کمران را44نقل کریںچون صبح مدر پرده شب را که مکافاتدر خون جگر غوطه دهد پرده دران را55نقل کریںز آتش نفسان نرم نگردد دل سختماین سنگ کند خون به جگر شیشه گران را66نقل کریںاکسیر شد از قرب گهر گرد یتیمیاز دست مده دامن روشن گهران را77نقل کریںهر نامه که انشا کنم از درد جداییمقراض شود بال و پر نامه بران را88نقل کریںبا دیده حیران چه کند خواب پریشان؟صائب چه غم از شور جهان بی خبران را؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماستاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟خط حاشیه دان می کند آن غنچه دهان راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 809اگلی نظمما نبض شناس رگ جانیم جهان راآیینه اسرار نهانیم جهان راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 811◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماستاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟خط حاشیه دان می کند آن غنچه دهان راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 809