صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5742

غزل شمارهٔ 5742

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اهمیدانم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

منم که مصرف نقد نگاه می دانم

به روی خوب ندیدن گناه می دانم

2

اگر چه شد تنم از داغ عشق لاله ستان

هنوز دعوی خود بی گواه می دانم

3

فتادگی است در آیین من پرستش حق

زمین میکده را خانقاه می دانم

4

کمند شوخی این ره چنان ربوده مرا

که گر به کعبه رسم سنگ راه می دانم

5

به حرفهای سبک قیمت مرا مشکن

که کوه درد ترا کم ز کاه می دانم

6

چنان زلف به چشمم جهان سیاه شده است

که آه را نفس صبحگاه می دانم

7

اگر چه مسند عزت به من قرار گرفت

هنوز یوسف خود را به چاه می دانم

8

ز عجز دشمن خونخوار می شود گستاخ

سبک عنانی برق از گیاه می دانم

9

توجهی که ترا در شکست دلها هست

ز بر شکستن طرف کلاه می دانم

10

همان ز مشق گنه دست بر نمی دارم

اگر چه نامه خود را سیاه می دانم

11

گناه را چو شفیعان عزیز می دارم

ز بس که عفو تو عاشق گناه می دانم

12

از آن چو آبله پیچیده ام به دامن پای

که گل به خار زدن را گناه می دانم

13

به رشته نگه آن کس که می کشد صائب

بغیر گوهر عبرت، گناه می دانم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

منم که قیمت یاقوت داغ می دانم

سرشک را گهر شبچراغ می دانم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5741

اگلی نظم

ستاره سوخته آتشین عذارانم

چو داغ لاله سیه روز نوبهارانم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5743

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور