صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1971

غزل شمارهٔ 1971

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: نندادهاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

عشقم هنوز جای به گلخن نداده است

برقم هنوز بوسه به خرمن نداده است

2

در زلف باد دست، عبث بسته ایم دل

گوهر کسی به چنگ فلاخن نداده است

3

چون دست و پا زنم، که به رنگ شکسته ام

عشق غیور بال پریدن نداده است

4

فریاد ازین طبیب که با این هجوم درد

ما را به نبض رخصت جستن نداده است

5

بنمای یک مسیح که گردون تنگ چشم

آبش ز خشک چشمه سوزن نداده است

6

یک دل به من نما که ز دمسردی فلک

تن چون چراغ صبح به مردن نداده است

7

مردانه تن به سختی ایام داده ایم

در زیر سنگ، سه چنین تن نداده است

8

جمع است دل چو غنچه تصویر در برش

هر کس به خود قرار شکفتن نداده است

9

با تنگ گیری فلک سفله چون کنم؟

دل داده است (و) بخت شکفتن نداده است

10

فردا چگونه سر ز گریبان برآورد؟

آن را که بوسه تیغ به گردن نداده است

11

صائب چسان بلند کنم ناله از جگر؟

عشقم هنوز رخصت شیون نداده است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل از هوس به زلف دو تا اوفتاده است

پرهیز را شکسته به جا اوفتاده است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1970

اگلی نظم

روی شکفته شاهد جان فسرده است

آواز خنده شیون دلهای مرده است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1972

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور