صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2363

غزل شمارهٔ 2363

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اککرد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گرچه ماه مصر را دامن زلیخا چاک کرد

گرد تهمت چاک پیراهن زرویش پاک کرد

2

شد ز آب تیغ گرد خط از آن عارض بلند

چون توان آیینه را با دامن تر پاک کرد؟

3

دیده بد دور باد از روی آتشناک او

کز خس و خار تمنا سینه ام را پاک کرد

4

آه کز گردنکشی چون تیغ زهرآلود، سرو

طوق را بر قمری من حلقه فتراک کرد

5

عزم صادق رخنه در سد سکندر می کند

صبح از آهی گریبان فلک را چاک کرد

6

کاش از غیبت دهان خویش را می کرد پاک

آن که چندین پاک دندان خود از مسواک کرد

7

بحر رحمت را چرا باید غبارآلود ساخت؟

تا توان زاشک ندامت دامن خود پاک کرد

8

گر بیاض گردن مینای می آید به دست

در دل شب می توان فیض سحر ادراک کرد

9

بر نتابد تنگ ظرفی لقمه بیش از دهن

تشنه ما را دل پر خون گریبان چاک کرد

10

گر کند ساقی مسلسل دور جام باده را

چند روزی می توان خون در دل افلاک کرد

11

نیست غیر از عقده دل حاصلی پیوند را

در بریدنها دلی از گریه خالی تاک کرد

12

می توان از ذکر حق تا کرد پر گوهر دهان

حیف باشد از حدیث پوچ پرخاشاک کرد

13

آسیای سنگدل با دانه گندم نکرد

آنچه با خاکی نهادان گردش افلاک کرد

14

گرچه صائب می چکد آب حیات از خامه ام

دام بتوان از غبار خاطرم در خاک کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل در آن زلف کمندانداز خود را جمع کرد

کبک من در چنگل شهباز خود را جمع کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2362

اگلی نظم

صبح از رشک بنا گوشت گریبان چاک کرد

روی گرمت مهر را داغ دل افلاک کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2364

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

صبح از رشک بنا گوشت گریبان چاک کرد

روی گرمت مهر را داغ دل افلاک کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2364

سبزه خط دود از آن رخسار آتشناک کرد

دیده آیینه را جوهر پر از خاشاک کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2365

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور