صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5333

غزل شمارهٔ 5333

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اننیستم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

آڈیو
آڈیو
Toggle stanza 1
11

شهری عشقم چو مجنون در بیابان نیستم

اخگر دل زنده ام محتاج دامان نیستم

22

دست خود چون خوشه پیش ابر می سازم دراز

خوشه چین کشت این خرمن گدایان نیستم

33

قطره خود را ز کاوش می کنم بحر گهر

چون صدف در انتظار ابر نیسان نیستم

44

شبنم خود را به همت می برم برآسمان

در کمین جذبه خورشید تابان نیستم

55

گرچه خاررهگذارم همتم کوتاه نیست

هر زمان بادامنی دست و گریبان نیستم

66

دور کردن منزل نزدیک را از عقل نیست

چون سکندر در تلاش آب حیوان نیستم

77

بوی یوسف می کشم از چشم چون دستار خویش

چشم بر راه صبا چون پیر کنعان نیستم

88

خویش را فربه نمی سازم ز خوان دیگران

چون مه نو کاسه لیس مهر تابان نیستم

99

بر سر میدان جانبازان بود جولان من

در قفس چون شیر بیدل از نیسان نیستم

1010

کرده ام با خاکساری جمع اوج اعتبار

خار دیواره ام و بال هیچ دامان نیستم

1111

نیست چون بوی گل از من تنگ جا بر هیچ کس

در گلستانم ولیکن در گلستان نیستم

1212

بر دل آزادگان هرگز نمی گردم گران

همچو قمری باردوش سرو بستان نیستم

1313

دار نتواند حجاب جرات منصور شد

اتشم از چوب دربان روی گردان نیستم

1414

نان من پخته است چون خورشید هر جا می روم

در تنور اتشین ز اندیشه نان نیستم

1515

رفته چون مور از قناعت پای سعی من به گنج

در تلاش مسند دست سلیمان نیستم

1616

می برم از کنج عزلت لذت کنج دهان

از حلاوتخانه وحدت گریزان نیستم

1717

نیست از خواری به عزت پله ای نزدیکتر

همچو یوسف دلگران از چاه و زندان نیستم

1818

دشمنان را در نظر دارم شکوه کوه قاف

از گرانقدری سبک در هیچ میزان نیستم

1919

گوش تاگوش زمین از گفتگوی من پرست

در سخن صائب چو طوطی تنگ میدان نیستم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر نگردد بر مرادم چرخ در غم نیستم

جوهر تیغم ز پیچ و تاب درهم نیستم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5332

اگلی نظم

تا ز اهل حیرتم خاطر پریشان نیستم

شمع بی فانوسم آن روزی که حیران نیستم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5334

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مشنو استغفار من کز اهل ایمان نیستم

خرقه از مصحف اگر سازم مسلمان نیستم

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 447

تا ز اهل حیرتم خاطر پریشان نیستم

شمع بی فانوسم آن روزی که حیران نیستم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5334

◆

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

0:000:00