صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1377

غزل شمارهٔ 1377

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اگرفت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

وقت خط دل کام خود زان لعل روح افزا گرفت

در بهاران می توان داد دل از صهبا گرفت

22

دست بیداد فلک را زود کوته می کند

فتنه ای کز قامت رعنای او بالا گرفت

33

در کدامین ساعت سنگین ندانم کوه غم

در زمین سینه ما خاکساران جا گرفت

44

نیست در سوادگرانجان عشق خوش سودای ما

می توان از ما دو عالم را به یک ایما گرفت

55

دامن ریگ روان را خار نتواند گرفت

دست خالی ماند هر کس دامن دنیا گرفت

66

خوشه گوهر عوض داد و همان شرمنده است

قطره چندی که ابر ما ازین دریا گرفت

77

شور بالادست ما بر طاق نسیان می نهد

هر شرابی را که باید پنبه از مینا گرفت

88

گرچه چون ساحل سلاح من سپر افکندن است

می توانم تیغ موج از پنجه دریا گرفت

99

خانه دلگیر را درمان به صحرا می کنند

چیست یارب چاره آن دل که از صحرا گرفت؟

1010

همت پست است دامنگیر ما بی حاصلان

ورنه کوه قاف را در زیر پر عنقا گرفت

1111

بود صائب تیغ کوه بیستون بی آب و تاب

این شرار از تیشه من در دل خارا گرفت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زهرخند ای دل که دور گریه مستانه رفت

روزگار دار و گیر شیشه و پیمانه رفت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1376

اگلی نظم

قطره خونی شد از دست نگارینش چکید

بس که از دستم به ناز آن نازنین دل را گرفت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1378

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سرو به دید آن قد و رعنایی ازان بالا گرفت

در چمنها لاجرم کارش ازان بالا گرفت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 188

باز جانا، آتش شوق تو در جان جا گرفت

خانه صبر از غمت سر تا به سر سودا گرفت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 189

قامتش سامان شوخی از نگاه ما گرفت

این نوای فتنه از تار نظر بالا گرفت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 851

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور