صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1554

غزل شمارهٔ 1554

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یدهاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خط سبزی که به گرد رخ او گردیده است

دفتر دعوی خورشید به هم پیچیده است

2

برگریزان تو خوشتر بود از گلریزان

در بهار آن که ترا دیده چه گلها چیده است

3

پله نشو و نما نیست به این رعنایی

سرو از نسبت قد تو چنین بالیده است

4

گر نه آیینه حذر دارد ازان غمزه، چرا

زره از جوهر خود زیر قبا پوشیده است؟

5

تا قیامت گرهش باز نگردد چون خال

هر که را فکر سر زلف به هم پیچیده است

6

شور مرغان چمن حوصله سوزست امروز

گل بیدرد به روی که دگر خندیده است؟

7

غافل از خال و خط و زلف و دهان تو شده است

ساده لوحی که به خورشید ترا سنجیده است

8

می ربایند ز هم لاله رخان دست بدست

تا به پای تو حنا چهره خود مالیده است

9

ماه از شرم عذار تو حصاری شده است

این نه هاله است که بر گرد قمر گردیده است

10

گر شود شبنم فردوس همان رو به قفاست

عرقی کز رخ آن ماه جبین غلطیده است

11

دل صد پاره به شیرازه نمی گردد جمع

رشته بیهوده بر این دسته گل پیچیده است

12

می شود واصل دریای حقیقت چو حباب

هر که صائب نظر از هستی خود پوشیده است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حاصل دولت دنیا همه غفلت بوده است

پرده خواب، سراپرده دولت بوده است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1553

اگلی نظم

فلک پیر بسی مرگ جوانان دیده است

این کمان پشت سر تیر فراوان دیده است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1555

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور