صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 102غزل شمارهٔ 102شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انهمنخلقراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںغم ز خاطر می برد غمخانه من خلق راطفل مشرب می کند دیوانه من خلق را2نقل کریںموجه دریای تحقیق است مد خامه اممست وحدت می کند میخانه من خلق را3نقل کریںاز پریزادان معنی نیست خالی کلبه امداغ دارد گوشه ویرانه من خلق را4نقل کریںگرچه از افسانه گردد گرم، چشم مردمانخواب سوزد گرمی افسانه من خلق را5نقل کریںگلستان از ناله بلبل اگر هشیار شدکرد بی خود نعره مستانه من خلق را6نقل کریںاز بتان آزری سخت است دل برداشتنسنگ راه کعبه شد بتخانه من خلق را7نقل کریںمردمان را خنده می آید به اشک تلخ منمی شوم دام تماشا دانه من خلق را8نقل کریںبس که بی باکانه در آغوش گیرد شمع راگرم جانبازی کند پروانه من خلق را9نقل کریںبا کمال آشنایی، از جهان بیگانه امداغ دارد معنی بیگانه من خلق را10نقل کریںخاطری دارم ز گنج خسروان معمورترمی کند بی خانمان ویرانه من خلق را11نقل کریںگر ببندد محتسب صائب در میخانه راتا قیامت بس بود پیمانه من خلق را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمریخت چون دندان، شود افزون غمِ نان خلق راسدِ راهِ شکوه روزی است دندان خلق راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 101اگلی نظمنیست از زخم زبان غم عاشق بی باک راسیل می روبد ز راه خود خس و خاشاک راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 103آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمریخت چون دندان، شود افزون غمِ نان خلق راسدِ راهِ شکوه روزی است دندان خلق راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 101
اگلی نظمنیست از زخم زبان غم عاشق بی باک راسیل می روبد ز راه خود خس و خاشاک راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 103