صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4669غزل شمارهٔ 4669شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: وشبهارصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوسه روزی است صفای رخ گلپوش بهاردیده ای آب ده از صبح بناگوش بهار2نقل کریںدانه سوخته از ابر نمی گردد سبزچه کند بادل افسرده ما جوش بهار؟3نقل کریںدامن پاک حصاری است نکورویان راسروراسرکشیی نیست از آغوش بهار4نقل کریںموی ژولیده چو دود از سر من باز شودگرچنین جوش زند مغز من از جوش بهار5نقل کریںچون زند بلبل بی طالع ما بر آهنگصدف گوهر سیماب شود گوش بهار6نقل کریںدر حبابی چه پر و بال گشاید طوفان ؟ظرف بلبل چه کند بامی سرجوش بهار؟7نقل کریںچمن از جوش گل و لاله گرانبار شده استجلوه ای کن که سبکبار شود دوش بهار◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای رخت شسته تر از دامن مهتاب بهارچشم مخمور تو گیرنده تر از خواب بهارصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4668اگلی نظمسینه ای چاک نکردیم درین فصل بهارصبحی ادراک نکردیم درین فصل بهارصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4670آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای رخت شسته تر از دامن مهتاب بهارچشم مخمور تو گیرنده تر از خواب بهارصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4668
اگلی نظمسینه ای چاک نکردیم درین فصل بهارصبحی ادراک نکردیم درین فصل بهارصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4670