صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2718

غزل شمارهٔ 2718

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اهروشنمیشود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

خانه مردم اگر از ماه روشن می شود

کلبه تاریک ما از آه روشن می شود

22

جلوه برقی نیستان را چراغان می کند

عالمی از یک دل آگاه روشن می شود

33

در عزیمت راهرو چون صبح اگر صادق بود

هر قدر تاریک باشد راه روشن می شود

44

چون ید بیضا ز خوان نعمت فرعونیان

دست خود را گر کنی کوتاه، روشن می شود

55

تشنه دیدار هیهات است گردد ناامید

عاقبت از ماه کنعان چاه روشن می شود

66

از هم آوازان برافروزد شبستان خیال

این ره تاریک از همراه روشن می شود

77

دیگران را از نفس آیینه گر گردد سیاه

سینه ما از نسیم آه روشن می شود

88

نیست غیر از گوشه دل در جهان آب و گل

خانه ای کز بستن درگاه روشن می شود

99

آتشی در دل نهان دارم که سنگ از پرتوش

چون کف دست کلیم الله روشن می شود

1010

سرسری نتوان به کنه حیله اندوزان رسید

کز تأمل آب زیرکاه روشن می شود

1111

ترجمان خانه بیدل صریر او بس است

حال ما از ناله جانکاه روشن می شود

1212

خانه ما را ز بی برگی نمی باشد چراغ

از چراغ رهگذر گه گاه روشن می شود

1313

نیست جز دریوزه دل، بستگیها را کلید

کور اگر آید به این درگاه روشن می شود

1414

صائب ازکرم شب افروزی درین ظلمت سرا

کلبه ما قانعان چون ماه روشن می شود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل ز احیای شب دیجور روشن می شود

زین جواهر سرمه چشم کور روشن می شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2717

اگلی نظم

از تجرد نور حکمت در دل افزون می‌شود

خُم چو خالی شد ز مِی ، جایِ فلاطون می‌شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2719

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور