صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1189

غزل شمارهٔ 1189

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ودهایاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

با رخ خندان او گل چهره نگشوده ای است

برق با جولان شوخش پای خواب آلوده ای است

2

می کشد در خاک و خون نظارگی را دیدنش

سبز تلخ من عجب شمشیر زهرآلوده ای است

3

گردش پرگارش از مرکز بود آسوده تر

عالم حیرت، عجایب عالم آسوده ای است

4

چشم عبرت بین به خواب نوبهاران رفته است

ورنه هر برگ خزانی دست بر هم سوده ای است

5

تلخکامی های ما از لب گشودنهای ماست

ورنه پر شکر بود هرجا لب نگشوده ای است

6

خاطر آسوده در وحشت سرای خاک نیست

هست در زیر زمین، اینجا اگر آسوده ای است

7

جاده چون زنجیر می پیچد به پای رهروان

در پی این کاروان گویا قدم فرسوده ای است

8

در شبستانی که من پروانه او گشته ام

دولت بیدار، صائب چشم خواب آلوده ای است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بی جمالت مردمک آیینه نزدوده ای است

بی تماشای تو مژگان دست بر هم سوده ای است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1188

اگلی نظم

قسمت ما از بهاران همچو گل خمیازه ای است

روزی بلبل ز فریاد و فغان آوازه ای است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1190

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بی جمالت مردمک آیینه نزدوده ای است

بی تماشای تو مژگان دست بر هم سوده ای است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1188

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور