صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 426غزل شمارهٔ 426شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: یدمجنونراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںز بس اندیشه لیلی به هم پیچید مجنون رابه فکر گردباد افتاد هر کس دید مجنون را2نقل کریںبه این تمکین اگر بیرون خرامد لیلی از محملتپیدن های دل، خواهد ز هم پاشید مجنون را3نقل کریںجدایی مشکل است از هم، دو دل چون آشنا افتدفرامش کرد وحشت را چو آهو دید مجنون را4نقل کریںمن آن روزی که آهنگ بیابان جنون کردملحد از غیرتم، گهواره سان لرزید مجنون را5نقل کریںدر آن وادی کنم از سادگی فکر سر و سامانکه می باید به پای مرغ، سر خارید مجنون را6نقل کریںازان چشم جنون فرما، همان در پرده شرمماگر چه بارها سودای من مالید مجنون را7نقل کریںبرآمد حسن لیلی بی حجاب آن روز از محملکه ضعف و ناتوانی از نظر پوشید مجنون را8نقل کریںبه تنگ آورد لیلی بر مجنون را، نمی دانمکه آن حسن بسامان چون به دل گنجید مجنون را؟9نقل کریںبه بال و پر اگر کوه گران را مور برداردبه میزان خرد هم می توان سنجید مجنون را10نقل کریںگریبان چاک خواهی بازگشت ای لیلی از هامونز استغنا اگر خواهی چنین پرسید مجنون را11نقل کریںسماع خانه پردازان دل، کیفیتی داردکه شد دیوانه هر کس در بیابان دید مجنون را12نقل کریںهوای دامن صحراست لیلی را مگر در سر؟که دل در سینه می لرزد چو برگ بید مجنون را13نقل کریںچنان از سوز سودا موی شد بر تارکش زرینکه نتوان فرق کردن صائب از خورشید مجنون را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشکوه حسن لیلی آنچنان پر کرد هامون راکه از جمعیت آهو، حصاری ساخت مجنون راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 425اگلی نظمخموشی مهر خاموشی زند بر لب سخن چین راکه سازد غنچه لب بسته کوته دست گلچین راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 427آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشکوه حسن لیلی آنچنان پر کرد هامون راکه از جمعیت آهو، حصاری ساخت مجنون راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 425
اگلی نظمخموشی مهر خاموشی زند بر لب سخن چین راکه سازد غنچه لب بسته کوته دست گلچین راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 427