صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4586

غزل شمارهٔ 4586

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: امبهار

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

کوه سنگین را سبک جولان کند جام بهار

پر برآرد لنگر تمکین درایام بهار

22

خنده شادی نمی دارد دوامی همچو برق

طی به لب وا کردنی می گردد ایام بهار

33

نعل ابر نوبهاران است در آتش ز برق

جام می رابرزمین مگذار هنگام بهار

44

می شود در جلوه ای کوتاه چون مد شهاب

دل منه چون غافلان بر طول ایام بهار

55

تا چو شبنم ازسحر خیزی است روشن دیده ات

آب ده چشم خود از رخسار گلفام بهار

66

چون شکوفه پنبه غفلت برون آور ز گوش

تا شوی صاحب ثمراز لطف پیغام بهار

77

پرده غفلت اگر برداری از پیش نظر

خوش تماشاهای رنگین است در دام بهار

88

طاق ابروی بهاران است از قوس قزح

از رگ ابرست زلف عنبرین فام بهار

99

همچو طوق قمریان هرکس سراپا چشم شد

گل تواند چید از سرو گل اندام بهار

1010

دانه مارا سموم ناامیدی سوخته است

ورنه کوتاهی ندارد مد انعام بهار

1111

در حریم کعبه هر ناشسته رو را بار نیست

تازه در هر جام می کن غسل احرام بهار

1212

آرزوها را کند بیدار چون اصحاب کهف

از سحاب گوهرافشان رحمت عام بهار

1313

خنده بیدردی بود چون صبح باموی سفید

از شکفتن کام دل بردار هنگام بهار

1414

باده روشن علاج ظلمت غم می کند

از هلال جام، صبح عید کن شام بهار

1515

چیست نقد جان کزان جان جهان داری دریغ؟

با رخ خندان چو گل تسلیم کن وام بهار

1616

چون گل رعنا شود طی در ورق گرداندنی

در جهان بیوفا آغاز و انجام بهار

1717

تخم امید جهانی تشنه جولان اوست

تاکه راز خاک بردارد دلارام بهار

1818

ابرهای تیره بی می می کند دل را سیاه

باده روشن به دست آور در ایام بهار

1919

خار و گل در پله میزان تردستان یکی است

چون کنم قطع امید از رحمت عام بهار؟

2020

نامداری چشم اگر داری، سخاوت پیشه کن

کز ره ریزش بلند آوازه شدنام بهار

2121

ز انقطاع فیض، کوته گردد ایام خزان

هست روزافزون ز راه فیض، ایام بهار

2222

بر مجاور عزت مهمان غیبی واجب است

سعی کن زنهاردر تعظیم واکرام بهار

2323

از رخ چون آفتاب گل نظر را آب ده

تا نگردیده است غایب از لب بام بهار

2424

چشم پوشیدن ز پاس وقت صائب مشکل است

خواب بلبل کی شود سنگین در ایام بهار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سنبل او می خرامد دست بر دوش بهار

تاکند در وقت فرصت حلقه درگوش بهار

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4585

اگلی نظم

بوی گل می آیداز چاک گریبان بهار

تا ز تیغ کیست این زخم نمایان بهار

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4587

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور