صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6201

غزل شمارهٔ 6201

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: رمیتوانکردن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به حسن خلق دلها را مسخر می توان کردن

به این عنبر دو عالم را معطر می توان کردن

2

به خون خوردن اگر قانع شوی از نعمت الوان

چه خونها در دل این چرخ اخضر می توان کردن

3

تو از بیم حساب امروز خود را می کنی فردا

وگرنه هر نفس را صبح محشر می توان کردن

4

اگر از خامشی مهر سلیمانی به دست آری

پریزادان معنی را مسخر می توان کردن

5

اگر دست از عنان اختیار خویش برداری

چو ماهی بحر را بالین و بستر می توان کردن

6

اگر از سیلی دریا نتابی روی چون عنبر

چه محفل ها به بوی خوش معنبر می توان کردن

7

مجال گفتگو از پیچ و تاب فکر اگر باشد

زبان بازی به خنجر همچو جوهر می توان کردن

8

اگر از تهمت خامی نیندیشد سپند ما

به دود آه، خون در چشم مجمر می توان کردن

9

کهن دولت به اقبال جوانان برنمی آید

قیاس از حال دارا و سکندر می توان کردن

10

اگر در دعوی آزادگی ثابت قدم باشی

به زیر بار دل رقص صنوبر می توان کردن

11

پشیمانی ندارد در سخن از پای افتادن

به مژگان چون قلم این راه را سر می توان کردن

12

مشو قانع به یک پیمانه از خون حلال ما

لبی شیرین ازین قند مکرر می توان کردن

13

نسازی چون قلم گر زندگی صرف سخن صائب

چو طوطی صفحه آیینه از بر می توان کردن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز دل مجموعه ای هر روز املا می توان کردن

ازین یک قطره خون صد نامه انشا می توان کردن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6200

اگلی نظم

ز درد و داغ دل را نیک محضر می توان کردن

به چاکی ینه را صحرای محشر می توان کردن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6202

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ز درد و داغ دل را نیک محضر می توان کردن

به چاکی ینه را صحرای محشر می توان کردن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6202

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور