صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5214

غزل شمارهٔ 5214

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ایاشک

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

داده است بس که سینه صافم جلای اشک

گردد به دیده آب مرا از صفای اشک

22

چون عقد گوهری که شود پاره رشته اش

ریزد مسلسل از مژه ام قطره های اشک

33

تا همچو تاک پای نهادم درین چمن

از چشم من بریده نگردید پای اشک

44

چشم تو این چنین که غفلت شده است سخت

مشکل به زور خنده شود آشنای اشک

55

کوتاه می شود ز گره رشته، وز گره

گردد دراز رشته بی منتهای اشک

66

آید به رنگ صفحه تقویم در نظر

رخسار زعفرانیم از رشته های اشک

77

چون شمع کز گداز شود خرج اشک گرم

گردید رفته رفته دل من فدای اشک

88

هر عقده ای که در دل من بود باز کرد

باشد بجا اگر دهم از دیده جای اشک

99

چون آب تلخ و شور، خورم هر قدر فزون

گردد زیاده چشم مرا اشتهای اشک

1010

شد بحر و کان ز ریزش او جیب و دامنم

آیم برون چگونه ز شکر عطای اشک

1111

در آسمان به روز شمارم ستاره را

روزی که چشم آب دهم از لقای اشک

1212

روی زمین چو صفحه مسطر کشیده ساخت

چشم ترم ز کثرت مد رسای اشک

1313

صائب نمی شود رخ مقصود جلوه گر

تا چهره صیقلی نشود از جلای اشک

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جمعی که پیش خلق گذارند به خاک

پیش از اجل روند ز خست فرو به خاک

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5213

اگلی نظم

از خشک طینتان مطلب جز جواب خشک

بحر سراب را چه بود جز سحاب خشک ؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5215

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور