صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6228

غزل شمارهٔ 6228

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ابمن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نیابد ره به بزمش گر دل پر اضطراب من

نخواهد ماند در بیرون در بوی کباب من

2

گرفتم بیم رسوایی است دامنگیر در روزت

چرا در پرده شبها نمی آیی به خواب من؟

3

شکست رنگ من بر شیشه دل سنگ می بارد

میا بی باده گلگون به سیر ماهتاب من

4

اگر ویرانی ظاهر نپیچاند عنانت را

توانی گنجها برداشت از ملک خراب من

5

خوشم با دولت ناخوانده، ورنه گر ضرور افتد

غزالان را به دام جذبه آرد پیچ و تاب من

6

به سر وقت دل من گر چنین مستانه می آیی

نخواهد ماند ای بی رحم، دودی از کباب من

7

عتاب آلود می گویی سخن، من کیستم آخر

که سازی تلخ عیش آن دهان را در عتاب من

8

من اینک همچو اشک از پرده بینش برون رفتم

نیایی گر برون از پرده شرم از حجاب من

9

به شوخی های معنی هر که پی برده است می داند

که دارد جنبشی چون نبض هر سطر از کتاب من

10

قدم بردار تا گردم نگشته است از نظر غایب

اگر تعمیر خواهی کردن احوال خراب من

11

دهد از هاله مه سامان طوق بندگی هر شب

ندارد گرچه پروای کسی مالک رقاب من

12

من از نازک خیالی آن هلال آسمان سیرم

که می سوزد نفس خورشید تابان در رکاب من

13

به دست داد خواهان از مروت می دهم دامن

وگرنه پاک چون صبح است با عالم حساب من

14

همان از شرمساری می کشم خط بر زمین صائب

اگرچه گشت عالمگیر افکار صواب من

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن

پر و بال هما را در هوای استخوان مشکن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6227

اگلی نظم

به خاموشی بدل شد نغمه های دلفریب من

به چشم سرمه دار آمد نوای عندلیب من

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6229

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عرق دارد عنان احتیاج بی‌نقاب من

ره صد دیر آتشخانه واکرده‌ست آب من

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2510

محیط جلوهٔ او موج خیز است از سراب من

ز شبنم آب در آیینه دارد آفتاب من

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2511

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور