صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 950غزل شمارهٔ 950شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ارماستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاز تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماستسر به زیر انداختن چون بید مجنون بار ماست22نقل کریںپیش ما جز بیخودی دیگر متاعی باب نیستخودفروشی بنده بی صاحب بازار ماست33نقل کریںاین که از ما دست سیلاب حوادث کوته استنیست از گردنکشی، از پستی دیوار ماست44نقل کریںپنبه برمی گیرد از مینا می پر زور مامهر خاموشی سپند گرمی بازار ماست55نقل کریںپیش ازین گر زنگ از دل می زدودند، این زماندیدن آیینه رویان جهان زنگار ماست66نقل کریںگلشن آرا را سواد نامه سربسته نیستورنه آن گل پیرهن در غنچه منقار ماست77نقل کریںنقش پای ما نگردد بار بردوش زمینخار را خون در دل از شوق سبکرفتار ماست88نقل کریںشب به چشم ما نسازد روز روشن را سیاهکلبه ما را چراغ از دیده بیدار ماست99نقل کریںگوشه گیری را به چشم خلق شیرین کرده استخال مشکینی که در کنج دهان یار ماست1010نقل کریںچون سبو در آشنایی ها گرانجان نیستیمزود می گردد سبک، دوشی که زیر بار ماست1111نقل کریںگرچه ما از چرب نرمی مومیایی گشتهایمهر که را دیدیم صائب در شکست کار ماست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر بسوزد ز آتش می شرم جانان مفت ماستگر نباشد باغبان در باغ و بستان مفت ماستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 949اگلی نظمآنچه می دانند ماتم تن پرستان سور ماستدار، نخل دیگران و رایت منصور ماستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 951◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر بسوزد ز آتش می شرم جانان مفت ماستگر نباشد باغبان در باغ و بستان مفت ماستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 949
اگلی نظمآنچه می دانند ماتم تن پرستان سور ماستدار، نخل دیگران و رایت منصور ماستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 951