صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 315غزل شمارهٔ 315شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: اراینجاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچه گردیدی گره، تخمی پی فردا بکار اینجابه دامن از ندامت قطره چندی ببار اینجا2نقل کریںکف افسوس ازین دریای پرگوهر مبر با خودز گوهر چون صدف لبریز کن جیب و کنار اینجا3نقل کریںگره تا می توانی باز کرد از کار محتاجانچو بیکاران به ناخن گردن خود را مخار اینجا4نقل کریںبه شمع موم ممکن نیست زین ظلمت برون رفتنبه آه گرم دود از خرمن هستی برآر اینجا5نقل کریںز آغوش کفن چون گل صبوحی کرده برخیزیدو روزی گر توانی صبر کردن بر خمار اینجا6نقل کریںنگیرد هیچ کس در دامن محشر گریبانتاگر دامان خود را جمع سازی غنچه وار اینجا7نقل کریںبه شرم موشکافان قیامت برنمی آیینظر کن از سر دقت به پشت و روی کار اینجا8نقل کریںز روی شاهدان غیب خجلت می کشی فرداز گرد جسم کن آیینه دل بی غبار اینجا9نقل کریںاگر خواهی که بستر از گل بی خار سازندتمکن زنهار روی خود ترش از زخم خار اینجا10نقل کریںترا در بوته گل بهر آن دادند این مهلتکه سیم ناقص خود را کنی کامل عیار اینجا11نقل کریںنصیب تلخکامان است صائب میوه جنتدو روزی همچو مردان بر جگر دندان فشار اینجا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکدامین برق جولان گوشه ابرو نمود اینجا؟که آتش زیر پا دارند دلها همچو عود اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 314اگلی نظمگهر نشمرده می ریزند بر کوته زبان اینجاسخن بی پرده می گویند باگوش گران اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 316آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکدامین برق جولان گوشه ابرو نمود اینجا؟که آتش زیر پا دارند دلها همچو عود اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 314
اگلی نظمگهر نشمرده می ریزند بر کوته زبان اینجاسخن بی پرده می گویند باگوش گران اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 316