شاعر: صائب
هیچ نخلی همچو رز در بوستان چالاک نیست
هیچ دستی در جهان بالای دست تاک نیست
همچو قمری گردن ما در خم طوق وفاست
صید ما را سرکشی از حلقه فتراک نیست
سبحه چون مار سیه بر دست ما پیچیده است
ورنه چین نارسایی در کمند تاک نیست
حسن او بی صنعت مشاطه عالمسوز شد
آتش گل زیر بار منت خاشاک نیست
همچو صائب با مفرح سر کن و سرسبز باش
هیچ زهری بهر اهل فکر چون تریاک نیست
زمین
آستان عشق جولانگاه هر بیباک نیست
هیچکسغیر از جبینآنجا قدمبر خاک نیست
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 764
پاکدامان را غمی از تهمت ناپاک نیست
بحر را از پنجه خونین مرجان باک نیست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1293
باده بی درد در میخانه افلاک نیست
دانه بی دام در وحشت سرای خاک نیست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1295
فارسی متن کا ماخذ: گنجور