صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1969

غزل شمارهٔ 1969

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: تفتادهاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا چشم من به گوشه عزلت فتاده است

از دیده ام سراسر جنت فتاده است

2

داند که روح در تن خاکی چه می کشد

هر نازپروری که به غربت فتاده است

3

چون شمع آه می کشم از بهر خامشی

تا کار من به دست حمایت فتاده است

4

دیوار اگر فتد به سرش چتر دولت است

بر فرق هر که سایه منت فتاده است

5

داند که خار و خس چه ز گرداب می کشد

آن را که ره به حلقه صحبت فتاده است

6

از آسیای چرخ نشد نرم دانه ای

دنبال من چه سنگ ملامت فتاده است؟

7

اکنون که رعشه از کف من برده اختیار

دستم به فکر دامن فرصت فتاده است

8

دل را ز درد و داغ محبت شکیب نیست

در بحر بیکنار حقیقت فتاده است

9

با دیده ای که می شود از نور ذره آب

کارم به آفتاب قیامت فتاده است

10

چون از کنار دست نشویم که کشتیم

صائب به چارموجه کثرت فتاده است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نقش و نگار دشمن دلهای ساده است

جوهر به چشم آینه موی زیاده است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1968

اگلی نظم

دل از هوس به زلف دو تا اوفتاده است

پرهیز را شکسته به جا اوفتاده است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1970

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور