صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 440غزل شمارهٔ 440شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ارطوطیراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگر آن شیرین سخن تلقین کند گفتار طوطی راسخن شکر شود در پسته منقار طوطی را22نقل کریںبه تعلیم نخستین سازد از تکرار مستغنیز حرف دلنشین آن شکرین گفتار طوطی را33نقل کریںسخن را نیست باغ دلگشایی چون دل روشنکه از آیینه باشد ساغر سرشار طوطی را44نقل کریںز حسن برق جولان آن قدر تمکین طمع دارمکه آن آیینه رو بشناسد از زنگار طوطی را55نقل کریںچنان کز آب روشن سبزه خوابیده برخیزدنمود آیینه رخسار او بیدار طوطی را66نقل کریںمباد اهل سخن را کار با آهن دلان یارب!ز خون دل بود گلگونه منقار طوطی را77نقل کریںچو بیماران عالم را دهن تلخ است از صفراچه حاصل زین که ریزد شکر از گفتار طوطی را؟88نقل کریںنباشد حاجت آیینه در بزم صفاکیشانبه گفتار آورد آنجا در و دیوار طوطی را99نقل کریںبه خود چون مار می پیچد، سخن چون در میان آیداگر دارد خجل طاوس از رفتار طوطی را1010نقل کریںدل آیینه روشن غبارآلود می گرددوگرنه هست زیر لب سخن بسیار طوطی را1111نقل کریںسخن چین می کند تاریک، عیش صاف طبعان رامده در خلوت آیینه ره زنهار طوطی را1212نقل کریںمکرر می کند قند سخن را قرب همجنسانازان آیینه می سازد شکر گفتار طوطی را1313نقل کریںسر و کار من افتاده است با آیینه رخساریکه از سنگین دلی نشناسد از زنگار طوطی را1414نقل کریںبه من بود از دل فولاد آن آیینه رو روشنکه همچون سبزه پامال، سازد خوار طوطی را1515نقل کریںز ما گر حرف می خواهی، دل روشن به دست آورکه روشن شد سواد از عالم انوار طوطی را1616نقل کریںمگر گویا ازان آیینه رخسار شد صائبکه می لغزد زبان در حالت گفتار طوطی را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز اسرار حقیقت بهره ور کن عشقبازی رابه طفلان واگذار این ابجد عشق مجازی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 439اگلی نظمتکلف نیست در گفتار رند لاابالی راچنانت دوست میدارم که عاشق شعرِ حالی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 441◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز اسرار حقیقت بهره ور کن عشقبازی رابه طفلان واگذار این ابجد عشق مجازی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 439
اگلی نظمتکلف نیست در گفتار رند لاابالی راچنانت دوست میدارم که عاشق شعرِ حالی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 441