صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2429

غزل شمارهٔ 2429

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: شد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دل پریشان از پریشان گردی نظاره شد

از ورق گردانی آخر مصحفم سی پاره شد

2

روزی سختی کشان از سنگ می آید برون

کی غم روزی خورد مرغی که آتشخواره شد؟

3

می زند جوش می گلرنگ خون در پیکرم

تا لب خونخوار آن شیرین پسر میخواره شد

4

درد می گردد به مقدار پرستاران زیاد

غم نمی گردد به گرد هر که بی غمخواره شد

5

دستگیری از غریق امید نتوان داشتن

هر که از اهل جهان شد چاره جو، بیچاره شد

6

در حریم حسن چون آیینه محرم می شود

هر که از سیمین بران قانع به یک نظاره شد

7

در تماشاگاه او چون دیده قربانیان

جمله ایام حیاتم صرف یک نظاره شد

8

در جنون گر پوست پوشی کرد مجنون اختیار

پوست از زور جنون بر پیکر من پاره شد

9

در دل سنگین شیرین رخنه نتوانست کرد

گرچه عاجز در کف فرهاد سنگ خار شد

10

نفس را زخم زبان اندام نتوانست داد

عاقبت سوهان من هموار ازین انگاره شد

11

آتش سودای من از چوب گل بالا گرفت

شوخی این طفل بیش از بستن گهواره شد

12

آب زیرکاه را باشد خطر از سیل بیش

از نگاه زیر چشمی کار من یکباره شد

13

گر نگردد بر مراد ما فلک، آسوده ایم

زین فلاخن زود خواهد سنگ ما آواره شد

14

چون کنم صائب نهان در سینه داغ عشق را؟

سینه صبح از شکوه مهر تابان پاره شد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بس که از سرگرمی فکرم نفس تفسیده شد

جوهر تیغ زبانم موی آتش دیده شد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2428

اگلی نظم

از وصال یار داغ حسرت من تازه شد

همچو صبح از مهر تابان قسمتم خمیازه شد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2430

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور