صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5238

غزل شمارهٔ 5238

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: غافل

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نمی گردند ارباب بصیرت از خدا غافل

محال است این که سوزن گردد از آهن ربا غافل

2

چرا بی بوی پیراهن به کنعان باد مصر آید

مشو در هر نفس زنهار از یاد خدا غافل

3

بود باد مراد از ذکر حق دریانوردان را

تو از کوتاه بینی نیستی از ناخدا غافل

4

چو آهن پاره پرگار غافل نیست از مرکز

شود در وجد چون صاحبدلان از یاد خدا غافل

5

اگر چه روسیاهم گوش برآواز توفیقم

که ره گم کرده گم می گردد از بانگ درا غافل

6

چو آبستن که از فرزند خود غافل نمی گردد

مشو مشغول هرکاری که باشی از خدا غافل

7

به هر قفلی کلید صبح خیزان راست می آید

مشو دلهای شب زنهار از دست دعا غافل

8

به شکر این که هست از دستها دست تو بالاتر

مشو تا ممکن است از دستگیری چون عصا غافل

9

درین دریا که باشد هرکفش مشتی پراز گوهر

نگشتی چون حباب پوچ از کسب هوا غافل

10

گشایشهاست باد صبح را در آستین پنهان

مشو چون غنچه گل زین نسیم آشنا غافل

11

مکافات عمل از هیچ کس رشوت نمی گیرد

گرفتم شد به فرض از ظلم ظالم پادشا غافل

12

ندای ارجعی پیچیده در طاس فلک صائب

ترا گوش گران دارد ازین صوت و صد غافل

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نتابد از شکست خلق رو گوهرشناس دل

که از سنگ ملامت می شود محکم اساس دل

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5237

اگلی نظم

بدر از روشنی عاریه گردید هلال

کوته اندیش محال است کند فکر مال

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5239

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور