صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 329غزل شمارهٔ 329شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ینپیداصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںز سیما می شود روشندلان را مهر و کین پیداکه در دل هر چه پوشیده است، گردد از جبین پیدا2نقل کریںنسازد پرده شب، گوهر شب تاب را پنهاندل سوزان من باشد ز زلف عنبرین پیدا3نقل کریںچنین گر چاک سازد سینه ها را زلف مشکینشنگردد نافه سربسته در صحرای چین پیدا4نقل کریںیکی صد شد ز خط، حسن لب یاقوت فام اوکه گردد در نگین دان بیشتر حسن نگین پیدا5نقل کریںسخن سنجیده گفتن نیست کار هر تنک ظرفینمی گردد ز هر آب تنک، در ثمین پیدا6نقل کریںبه وا کردن ندارد حاجت این مکتوب سر بستهکه گردد تنگدستی بی سخن از آستین پیدا7نقل کریںجگرگاه زمین می شد ز خواب آلودگان خالیاگر آسودگی می بود در روی زمین پیدا8نقل کریںسیه رویی ندارد راستی در پی، نظر واکنکه این معنی ز نقش راست باشد در نگین پیدا9نقل کریںنبود از درد دین، زین پیش خالی هیچ دل صائببه درمان در زمان (ما) نگردد درد دین پیدا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه عریانی نگردد از لطافت آن بدن پیدامگر در پیرهن گردد تن آن سیمتن پیداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 328اگلی نظمسپند از مردم چشم است حسن عالم آرا راکه نیل چشم زخم از عنبر ساراست دریا راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 330آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه عریانی نگردد از لطافت آن بدن پیدامگر در پیرهن گردد تن آن سیمتن پیداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 328
اگلی نظمسپند از مردم چشم است حسن عالم آرا راکه نیل چشم زخم از عنبر ساراست دریا راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 330