صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2850

غزل شمارهٔ 2850

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: وشمیگردد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گرانی می‌کند بر تن چو سر بی‌جوش می‌گردد

سبو چون خالی از می گشت بار دوش می‌گردد

2

ز نور عاریت بگذر که شمع ماه تابان را

اگر صدبار روشن می‌کنی خاموش می‌گردد

3

در آن محفل گل از کیفیت می می‌توان چیدن

که ساقی پیشتر از دیگران مدهوش می‌گردد

4

خطر بسیار دارد در کمین همواری دشمن

ز سگ غافل مشو زنهار چون خاموش می‌گردد

5

در آن گلشن که می در جام ریزد مست ناز من

فغان بلبلان گلبانگ نوشانوش می‌گردد

6

ندارد خاکساری با بزرگی جنگ در مشرب

که در کوی مغان گردون سبو بر دوش می‌گردد

7

ز خجلت طوق قمری دام زیر خاک خواهد شد

اگر سرو چمن با قامتش هم‌دوش می‌گردد

8

نه بی‌دردی است گر اشکم به چشم تر نمی‌آید

چو آتش تند افتد، آب صرف جوش می‌گردد

9

قناعت کن، کز این گلشن به بویی هرکه قانع شد

چو زنبور عسل کاشانه‌اش پرنوش می‌گردد

10

از ان ماه از تمامی می‌گذارد روی در نقصان

که دایم خرمن او صرف یک آغوش می‌گردد

11

مرا باغ و بهاری نیست غیر از بوی درویشی

دل بیمار من از کاهگل بیهوش می‌گردد

12

مشو با پردلی ایمن ز خصم ناتوان صائب

که از اندک نسیمی بحر جوشن‌پوش می‌گردد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زآب دیده من بید مجنون سبز می گردد

به جای غنچه دلهای پر از خون سبز می گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2849

اگلی نظم

خوش آن رهرو که دایم چون فلک بر خویش می گردد

که بر خود هر که گردد بیش، شوقش بیش می گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2851

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور