صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 478غزل شمارهٔ 478شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ستاستاینجاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که هست، از می دیدار تو مست است اینجاذره را ساغر خورشید به دست است اینجا2نقل کریںمگذر از پای خم می که ره دور بهشتاز ره بی خبری دست به دست است اینجا3نقل کریںراه پر سنگ خطر، شیشه دل ها نازکجرس قافله آواز شکست است اینجا4نقل کریںنرسد زیر فلک همت عالی جاییهر که جایی رسد، از همت پست است اینجا5نقل کریںهر صدایی که به گوشش رسد از جای رودبس که جان گوش بر آواز الست است اینجا6نقل کریںزیر گردون حبابی، ز سلیمان تا مورهر که را می نگرم باد به دست است اینجا7نقل کریںمی زند سینه به دریا ز تهیدستی، موجماهی از فلس گرفتار به شست است اینجا8نقل کریںبعد ازین بر در مستی و جنون زن صائبکه خوشی قسمت دیوانه و مست است اینجا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصاف گشتن ز خودی باده ناب است اینجادست شستن ز جهان عالم آب است اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 477اگلی نظمسخن از صلح مگو، عالم جنگ است اینجاصحبت شیر و شکر، شیشه و سنگ است اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 479آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصاف گشتن ز خودی باده ناب است اینجادست شستن ز جهان عالم آب است اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 477
اگلی نظمسخن از صلح مگو، عالم جنگ است اینجاصحبت شیر و شکر، شیشه و سنگ است اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 479