صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 666غزل شمارهٔ 666شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ابهواصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمرا ز نشأه می ساخت کامیاب هواکه هست داروی بیهوشی شراب هوا2نقل کریںعلاج ظلمت ابرست باده روشنکه دل سیاه کند بی شراب ناب هوا3نقل کریںبه گردش آر می پرده سوز را ساقیکه شد ز ابر سیه، عنبرین نقاب هوا4نقل کریںامید هست شود شسته توبه نامه ماچنین شود به طراوت گر از سحاب هوا5نقل کریںشکایتی که که مرا از بهار هست این استکه می کند ز تری، آب در شراب هوا!6نقل کریںعجب که توبه سنگین ما کمر بنددکه ساخت رطل گران را سبک رکاب هوا7نقل کریںمده به دست هوا اختیار خویش که هستعنان گسسته تر از موجه سراب هوا8نقل کریںهواپرست بود هر نفس به شاخ دگرکه اختیار ندارد در انقلاب هوا9نقل کریںفضای چرخ مقام نفس کشیدن نیستنفس چگونه کند راست در حباب هوا؟10نقل کریںبرون کن از سر نخوت هواپرستی راکه چون حباب کند خانه ها خراب هوا11نقل کریںز زهد خشک اثر در جهان نخواهد ماندکه می کند دل سنگین توبه آب هوا12نقل کریںاگر نه صبح قیامت بود، چرا گیردچو نامه از رخ او هر نفس نقاب هوا؟13نقل کریںز آه و گریه من شد جهان چنان تاریککه روشنی نپذیرد ز آفتاب هوا14نقل کریںشدی چو پیر، مرو در پی هوا صائبکه دلپذیر بود موسم شباب هوا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهزار حیف که گل کرد بینوایی مابه چشم آبله آمد برهنه پایی ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 665اگلی نظمزهی به غمزه جانسوز برق مذهبهابه خنده شکرین نوبهار مشربهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 667آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهزار حیف که گل کرد بینوایی مابه چشم آبله آمد برهنه پایی ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 665
اگلی نظمزهی به غمزه جانسوز برق مذهبهابه خنده شکرین نوبهار مشربهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 667