صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 980غزل شمارهٔ 980شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انترستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز نسیم آن زلف مشک افشان سبک جولانترستاز صدف آن غنچه سیراب خوش دندانترست2نقل کریںگرچه زلف عنبرین پر پیچ و تاب افتاده استپیش ما نازک خیالان آن کمر پیچانترست3نقل کریںنیست هر چند از لباس گل جدایی رنگ راجامه گلرنگ بر اندام او چسبانترست4نقل کریںلطف معنی را لباس لفظ رسوا می کنددر ته پیراهن آن سیمین بدن عریانترست5نقل کریںپرده داری می کند شرم از عرق آن چهره راورنه صد پیراهن از گل روی او خندانترست6نقل کریںگرچه از آیینه آتش زیر پا دارد گهربر جبین او عرق بسیار خوش جولانترست7نقل کریںنیست زیر حلقه های زلف غیر از خال یارمرکز شوخی که از پرگار سرگردانترست8نقل کریںمرد میدان نیست طوطی، ورنه از صد رهگذرصفحه آن روی از آیینه خوش میدانترست9نقل کریںقوت گیرایی شهباز در سرپنجه استزود می چسبد به دل چشمی که خوش مژگانترست10نقل کریںپرده شرم و نقاب عصمتی در کار نیستچشم ما صد پرده از قربانیان حیرانترست11نقل کریںچون ز آتش می شود پشت کمان سخت نرمدر سر مستی چرا آن شوخ نافرمانترست؟12نقل کریںناله صاحبدلان را بیشتر باشد اثررخنه در خارا کند تیری که خوش پیکانترست13نقل کریںدر طلب ما بی زبانان امت پروانه ایمسوختن از عرض مطلب پیش ما آسانترست14نقل کریںاز تهیدستی شود امید صاحب دستگاهحرص نان بیش است پیری را که بی دندانترست15نقل کریںتا زبان حال را فهمیده ایم از فیض عشقغنچه از منقار بلبل پیش ما نالانترست16نقل کریںاز سر منصور شور عشق کی بیرون رود؟از سر دار فنا بسیار بی سامانترست17نقل کریںما رگ ابر بهاران را مکرر دیده ایمخامه صائب به صد معنی گهر افشانترست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعکس ساقی در شراب ناب دیدن خوشترستحسن عالمسوز را در آب دیدن خوشترستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 979اگلی نظمپیش ما دشنام جانان از شکر شیرین ترستروی تلخ بحر از آب گهر شیرین ترستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 981آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعکس ساقی در شراب ناب دیدن خوشترستحسن عالمسوز را در آب دیدن خوشترستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 979
اگلی نظمپیش ما دشنام جانان از شکر شیرین ترستروی تلخ بحر از آب گهر شیرین ترستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 981