صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6566غزل شمارهٔ 6566شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اردهصنف: غزلصداکار: امیر محمدیآڈیوامیر محمدیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوامیر محمدیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیارب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار دهچشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده22نقل کریںهر سر موی حواس من به راهی می روداین پریشان سیر را در بزم وحدت بار ده33نقل کریںدر دل تنگم ز داغ عشق شمعی برفروزخانه تن را چراغی از دل بیدار ده44نقل کریںمدتی شد تا ز سرمشق جنون افتاده امسرخطی از نو به این مجنون بی پرگار ده55نقل کریںنشئهء پا در رکابِ مِی ندارد اعتبارمستی دنباله داری همچو چشم یار ده66نقل کریںدر لباس تن پرستی پایکوبی مشکل استدامن جان را رهایی زین ته دیوار ده77نقل کریںقسمت خاصان بود هر چند درد و داغ عشقعام کن این لطف را، بخشی به این افگار ده88نقل کریںبرنمی آید به حفظ جام، دست رعشه دارقوت بازوی توفیقی مرا در کار ده99نقل کریںپیچ و تاب بی قراری رشته صد گوهرستگنج را از من بگیر و پیچ و تاب مار ده1010نقل کریںچار دیوار عناصر نیست میدان سماعرخصت جولان مرا در عالم انوار ده1111نقل کریںچند مالم سینه بر ریگ روان از تشنگی؟شربت آبی به من زان تیغ بی زنهار ده1212نقل کریںمدتی گفتار بی کردار کردی مرحمتروزگاری هم به من کردار بی گفتار ده1313نقل کریںچند چون مرکز گره باشد کسی در یک مقام؟پایی از آهن به این سرگشته چون پرگار ده1414نقل کریںشیوه ارباب همت نیست جود ناتمامرخصت دیدار دادی، طاقت دیدار ده1515نقل کریںکار را بی کارفرما پیش بردن مشکل استکارفرمایی به من از غیرت همکار ده1616نقل کریںسینه ای چون چنگ لبریز فغانم داده ایصددهن در ناله کردن همچو موسیقار ده1717نقل کریںبیش ازین مپسند صائب را به زندان خرداز بیابان ملک و تخت از دامن کهسار ده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظملعل او را بین به دلها بی حجاب آویختهگر ندیدی اخگری را در کباب آویختهصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6565اگلی نظمصبح شد برخیز مطرب گوشمال ساز دهعیشهای شب پریشان گشته را آواز دهصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6567◆آڈیوصداکار منتخب کریںامیر محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظملعل او را بین به دلها بی حجاب آویختهگر ندیدی اخگری را در کباب آویختهصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6565
اگلی نظمصبح شد برخیز مطرب گوشمال ساز دهعیشهای شب پریشان گشته را آواز دهصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6567