صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3666

غزل شمارهٔ 3666

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انفریاد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

گذشت از نظرم یار سرگران فریاد

نظر نکرد به این چشم خونفشان فریاد

22

به یک دهن چه فغان سر کنم، که سینه من

تهی ز ناله نگردد به صد دهان فریاد

33

ز آه سرد شود بند بند من نالان

که از نسیمی خیزد ز نیستان فریاد

44

چو من به ناله درآیم به رنگ پرده ساز

شود بلند ز هر برگ گلستان فریاد

55

ز بیم هجر شب وصل من به ناله گذشت

که در بهار کند بلبل از خزان فریاد

66

بود چو گوش فلک از ستاره پرسیماب

چه حاصل است رساندن به آسمان فریاد؟

77

نمی رسند به فریاد غافلان، ورنه

در آستین بودم همچو نی نهان فریاد

88

چنان به درد بنالم ز بی پر و بالی

که خیزد از خس و خاشاک آشیان فریاد

99

به خوردن دل خود قانعم ز خوان نصیب

هما نیم کنم از درد استخوان فریاد

1010

چه جای زر، که در انصاف بخل می ورزند

ز بی مروتی اهل این زمان فریاد

1111

چو نیست در همه کاروان زبان دانی

چرا کنم چو جرس با دو صد زبان فریاد؟

1212

چو تار چنگ شود مد ناله هر رگ من

چو سر کنم شب هجران دلستان فریاد

1313

رسد نخست به زور آوران شامت ظلم

که پیشتر ز نشان خیزد از کمان فریاد

1414

ز دوری تو شکر لب جدا جدا خیزد

مرا چو نای ز هر بند استخوان فریاد

1515

پرم ز ناله به نوعی که همچو نی خیزد

مرا ز حلقه چشم گهرفشان فریاد

1616

چگونه سرمه به آواز، سینه صاف شود؟

نمی رسد به مقامی در اصفهان فریاد

1717

فغان و ناله عشاق اختیاری نیست

شود ز درد گرانجان سبک عنان فریاد

1818

به گوش دل بشنو ناله های زار مرا

که همچو خامه مرا نیست بر زبان فریاد

1919

نکرد گوش به فریاد من کسی، هرچند

که آمد از دم گرمم به الامان فریاد

2020

به حرف شکوه زبان را اگر نیالایم

ز دردهای گران است ترجمان فریاد

2121

چه گوهرست ندانم نهفته در دل من

که می کند همه شب همچو پاسبان فریاد

2222

درین زمان چنان پست شد ترانه عشق

که در بهار نخیزد ز بلبلان فریاد

2323

نیم سپند که فریاد جسته جسته کنم

مسلسل است مرا بر سر زبان فریاد

2424

به خامشی گره از کار من گشاده نشد

رسد به داد دل تنگ من چسان فریاد؟

2525

اگرچه دادرسی نیست در جهان صائب

ز تنگ حوصلگی می کنم همان فریاد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

من آن نیم که ز درد گران کنم فریاد

ز سنگلاخ چو آب روان کنم فریاد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3665

اگلی نظم

فروغ گوهر دل از سر زبان تابد

صفای باغ ز رخسار باغبان تابد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3667

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور