صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 168غزل شمارهٔ 168شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: نمراہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنیست از دشمن محابا یک سر سوزن مراکز دل سخت است در زیر قبا جوشن مرا2نقل کریںهر چه را خورشید سوزد، برنیاید دود ازونه ز بی دردی بود از آه لب بستن مرا3نقل کریںبا دل روشن، ز نور عاریت مستغنیمگل فتد از مهر و مه در دیده روزن مرا4نقل کریںداشتم چندین گل بی خار چشم از سادگیزخم خاری هم نشد روزی ازین گلشن مرا5نقل کریںدر کمین دارد پریشان خاطری جمعیتمپر برون آرد چو موران، دانه در خرمن مرا6نقل کریںبا تهیدستی درین دریای گوهر چون صدفصد یتیم از اشک افتاده است در دامن مرا7نقل کریںاز هوای تر شود آیینهام تاریک ترهیچ باغ دلگشایی نیست چون گلخن مرا8نقل کریںاز نسیم شکر، ناف آهوی مشکین کنماز دهان شیر سازد چرخ اگر مسکن مرا9نقل کریںاز نفس هر چند چون عیسی روان بخشم به خلقآب میباید گرفت از چشمه سوزن مرا10نقل کریںاز زبان آتشینم گرچه محفل روشن استنیست چون شمع از تهیدستی دو پیراهن مرا11نقل کریںگرچه دارم تازه، روی باغ را در بر گریزنیست چون سرو از تهیدستی دو پیراهن مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممی پرد امشب ز شادی دیده روزن مراخانه از روی که یارب می شود روشن مرا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 167اگلی نظممشکل است از کوی او قطع نظر کردن مراورنه آسان است از دنیا گذر کردن مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 169زمینہم وزن و قافیہ نظمیںپیش تیغ و تیر ناچارست استادن مراچون علم، ناموس لشکرهاست بر گردن مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 166می پرد امشب ز شادی دیده روزن مراخانه از روی که یارب می شود روشن مرا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 167آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممی پرد امشب ز شادی دیده روزن مراخانه از روی که یارب می شود روشن مرا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 167
اگلی نظممشکل است از کوی او قطع نظر کردن مراورنه آسان است از دنیا گذر کردن مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 169
پیش تیغ و تیر ناچارست استادن مراچون علم، ناموس لشکرهاست بر گردن مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 166
می پرد امشب ز شادی دیده روزن مراخانه از روی که یارب می شود روشن مرا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 167