صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5418

غزل شمارهٔ 5418

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رمیکنم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

در ریاضِ آفرینش صد دل بی‌برگ را

با تهیدستی رعایت چون صنوبر می‌کنم

2

بر دل من کلفتی از درد و داغ عشق نیست

بستر و بالین ز آتش چون سمندر می‌کنم

3

خوار می‌گردند دنیا دوستان در چشم من

چون نظر صائب به دنیای محقر می‌کنم

4

فقر را از حفظ آب رو توانگر می‌کنم

نان خشک خود به آب زندگی تر می‌کنم

5

تشنه ساحل نیم چون کشتی بی‌بادبان

هرکجا امید طوفان است لنگر می‌کنم

6

چند در خامی سراید روزگارم سوختم

عود خام خویش را در کار مجمر می‌کنم

7

با سبکدستان سخاوت سرخ‌رویی بردهد

هرچه سازم جمع مینا به ساغر می‌کنم

8

دانه من با زمین خاکساری آشناست

می‌کنم نشو نما چون خاک بر سر می‌کنم

9

ناتوانی پرده چشم حسودان می‌شود

عیش‌های فربه از پهلوی لاغر می‌کنم

10

بر فقیران پیشدستی کردن از انصاف نیست

میوه چون در شهر شد بسیار نوبر می‌کنم

11

چون صدف هر قطره آبی که می‌گیرم ز ابر

از صفای سینهٔ بی‌کینه گوهر می‌کنم

12

موج دریا گر شود شمشیر من چون ماهیان

جوشن داودی تسلیم در بر می‌کنم

13

چون فلاخن بیستون بر گرد می گردد مرا

بس که موزون نقش شیرین را مصور می‌کنم

14

تا چو عیسی دست خود از چرکِ دنیا شُسته‌ام

دست در یک کاسه با خورشید انور می‌کنم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از تحمل خصم را چین از جبین وا می کنم

با کلید موم قفل آهنین وامی کنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5417

اگلی نظم

پرتو مه را قیاس از نور انجم می‌کنم

در محیط قطره سیر بحر قلزم می‌کنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5419

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شمع‌سان چشمی ‌کز اشکِ آتشین تر می‌کنم

گردن مینا به دستم مِی به ساغر می‌کنم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2282

بس که شب‌ها دور ازان گل خاک بر سر می‌کنم

همچو سبزه صبحدم از خاک سر بر می‌کنم

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 684

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور