صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3827

غزل شمارهٔ 3827

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارمیریزد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ز جلوه تو دل روزگار می ریزد

بنای صبر و شکیب و قرار می ریزد

2

دوام حسن ترا نیست نسبتی با گل

به پای سرو تو خون بهار می ریزد

3

به خاکساری من نیست هیچ کس در عشق

به چشم آینه عکسم غبار می ریزد

4

چه غم ز رفتن چشم است پیر کنعان را؟

شکوفه برگ خود از بهر بار می ریزد

5

چه نسبت است به فرهاد، ذوق کار مرا؟

عرق ز جبهه من چون شرار می ریزد

6

گل بهار تمناست داغ نومیدی

به قدر خار و خس آتش شرار می ریزد

7

چو گردباد ز بس زخم خار و خس خوردم

ز جنبش نفس من غبار می ریزد

8

کدام دیده بد در کمین این باغ است؟

که بی نسیم، گل از شاخسار می ریزد

9

به اهل صبر فلک بیش می کند کاوش

که تیر بر هدف پایدار می ریزد

10

رگ کدام محیط است خامه صائب؟

که اینقدر گهر شاهوار می ریزد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عرق نه از رخ آن گلعذار می ریزد

ستاره از فلک فتنه بار می ریزد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3826

اگلی نظم

به عارض تو که رنگ نگاه می ریزد؟

که زهر ازان مژه های سیاه می ریزد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3828

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عرق نه از رخ آن گلعذار می ریزد

ستاره از فلک فتنه بار می ریزد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3826

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور