صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4278

غزل شمارهٔ 4278

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: یرمیشود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از یاد وصل، دیده من سیر می‌شود

مهتاب در پیاله من شیر می‌شود

2

هرگز به سوی خویش نمی‌بینی از حجاب

در خلوت تو آینه دلگیر می‌شود

3

دور نشاط زود به انجام می‌رسد

می چون دو سال عمر کند پیر می‌شود

4

ظالم به مرگ دست نمی‌دارد از ستم

آخر پر عقاب پر تیر می‌شود

5

آن را که روزگار نگیرد به هر گناه

چون جمع شد گناه، خداگیر می‌شود

6

از چشم آهوانه لیلی حذر کند

مجنون اگرچه در دهن شیر می‌شود

7

تدبیر بنده سایه تقدیر ایزدست

ورنه کدام کار به تدبیر می‌شود

8

اشک ندامت تو به دامن نمی‌رسد

هرچند بیشتر ز تو تقصیر می‌شود

9

طومار شکوه تو به افلاک می‌رسد

یک لحظه روزی تو اگر دیر می‌شود

10

چون آفتاب، فکر من آفاق را گرفت

حسن غریب زود جهانگیر می‌شود

11

نتوان گذشتن از دو جهان بی‌جهاد نفس

این راه دور قطع به شمشیر می‌شود

12

صائب به گریه گرد برآورد از جهان

سیل بهار را که عنانگیر می‌شود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل روشن از ریاضت بسیار می‌شود

آهن ز صیقل آینه‌رخسار می‌شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4277

اگلی نظم

جان از وداع سبکتاز می شود

لوح مزار، شهپر پرواز می شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4279

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور