صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4125

غزل شمارهٔ 4125

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اربستهاند

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

جمعی که دل به طره طرار بسته اند

اول کمر به رشته زنار بسته اند

2

در بحر تلخ آب گهر نوش می کنند

جمعی که چون صدف لب گفتار بسته اند

3

با خواب امن صلح کن از نعمت جهان

کاین در به روی دولت بیدار بسته اند

4

در بسته باغ خلد ازان عاشقان بود

کز درد وداغ خود لب اظهاربسته اند

5

از پرده های برگ شود بیش بوی گل

بیهوده پرده بر رخ اسرار بسته اند

6

در فکر کوچ باش کز این باغ پر فریب

پیش از شکوفه گرمروان بار بسته اند

7

از دامن تر تو و همصحبتان توست

آیینه های چرخ که زنگار بسته اند

8

بازیچه نسیم خزانند لاله ها

دامن اگر به دامن کهسار بسته اند

9

خاکی نهاد باش که در رهگذار سیل

بسیار سد ز پستی دیوار بسته اند

10

هیزم برای سوختن خود کنند جمع

این غنچه ها که دل به خس وخار بسته اند

11

زان است دین ضعیف که فرماندهان شرع

عمامه های خویش به پروار بسته اند

12

تن در مده به ظلم که از زلف دلبران

زنجیرعدل بهر همین کار بسته اند

13

صد پیرهن ز تیغ برهنه است تندتر

این مرهمی که بر دل افگار بسته اند

14

صائب جماعتی که به معنی رسیده اند

از حرف نیک وبد لب اظهاربسته اند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نه آسمان سبو کش میخانه تواند

در حلقه تصرف پیمانه تواند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4124

اگلی نظم

خوبان دلم به زلف گره‌گیر بسته‌اند

دیوانه مرا به دو زنجیر بسته‌اند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4126

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور