صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 486غزل شمارهٔ 486شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انماراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمی شود راز دل از جبهه نمایان ما رانیست چون آینه پوشیده و پنهان ما را2نقل کریںتیرباران قضا را سپر تسلیمیمنیست چون شیر محابا ز نیستان ما را3نقل کریںحال ما را غم آینده مشوش نکنددر بهاران نبود فکر زمستان ما را4نقل کریںبه نسیمی سر شوریده خود می گیریمنیست چون شمع تعلق به شبستان ما را5نقل کریںتخم نیرنگ بود هر چه ز یک رنگ گذشتدل سیه می شود از نعمت الوان ما را6نقل کریںنعمت آن است که چشمی نبود در پی آنچشمه خضر ترا، دیده گریان ما را7نقل کریںدانه را وحشی ما دام بلا می داندنتوان بنده خود کرد به احسان ما را8نقل کریںنیست وحدت طلبان را سر کثرت صائبشاهی مصر ترا، گوشه زندان ما را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآرزو چند به هر سوی کشاند ما را؟این سگ هرزه مرس چند دواند ما را؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 485اگلی نظمگریه سوختگان اشک کباب است تراخون این بی گنهان باده ناب است تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 487آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآرزو چند به هر سوی کشاند ما را؟این سگ هرزه مرس چند دواند ما را؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 485
اگلی نظمگریه سوختگان اشک کباب است تراخون این بی گنهان باده ناب است تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 487