صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2390

غزل شمارهٔ 2390

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ابگلمیاورد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

می برون زان چهره شاداب گل می آورد

از زمین پاک بیرون آب گل می آورد

2

چون کتان تاب وصالم نیست، ورنه بی طلب

بهر جیب و دامنم مهتاب گل می آورد

3

باده را موقوف فصل گل مکن کز خرمی

هر قدر باید شراب ناب گل می آورد

4

می شود روشن چراغ خاکساران عاقبت

بر مزار بیکسان مهتاب گل می آورد

5

از خجالت آب چون شبنم شود آن ساده دل

کز چمن در حلقه احباب گل می آورد

6

نیست دربار من خونین جگر جز لخت دل

در کنار از کشتیم گرداب گل می آورد

7

هر که افتاده است صادق در محبت همچو صبح

در کنار از مهر عالمتاب گل می آورد

8

نیست ممکن گل نچیند عاشق از بیطاقتی

رشته در آغوش پیچ و تاب گل می آورد

9

اشک و آه ماست بی حاصل، وگرنه از چمن

باد بوی گل برون و آب گل می آورد

10

زاهدی را کان بهشتی روی باشد در نظر

در زمستان صائب از محراب گل می آورد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عیب‌جو چندان که عیب از ما به در می‌آورد

غیرت ما زور بر کسب هنر می‌آورد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2389

اگلی نظم

از سر من مغز را سودا برون می آورد

زور این می پنبه از مینا برون می آورد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2391

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور