صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1339

غزل شمارهٔ 1339

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: لنداشت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

یاد ایامم که در تن جان ما منزل نداشت

موجه مطلق عنان ما غم ساحل نداشت

2

پرده بیگانگی در بحر وحدت محو بود

رشته مو از حباب این عقده مشکل نداشت

3

روز و شب در پرده های شرم خود می کرد سیر

لیلی صحرایی ما خانه و محمل نداشت

4

خوش نشین باغ و بستان بود چون آزادگان

سرو ما از تنگنای جسم، پا در گل نداشت

5

خرده های جان ما از شوق چون ریگ روان

فکر دوری و غم نزدیکی منزل نداشت

6

برگ عیش ما ز احسان بهار آماده بود

سرو ما از بی بری بار جهان بر دل نداشت

7

در بهارستان بی رنگی، گل بی خار ما

خار در پیراهن از اندیشه باطل نداشت

8

نه غم ابری و نه پروای برقی داشتیم

هیچ کس از خانه ما چشم بر حاصل نداشت

9

بود در دارالامان خامشی آسوده دل

شمع ما اندیشه فانوس یا محفل نداشت

10

کار بر ما چون حباب از خودنمایی تنگ شد

ورنه تنگی ره در آن دریای بی ساحل نداشت

11

نوبهار بی خزان معرفت در هیچ عهد

بلبلی آتش نفس چون صائب بیدل نداشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جان و دل را رایگان آن دشمن جان برنداشت

دین و ایمان را به هیچ آن نامسلمان برنداشت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1338

اگلی نظم

هرکه از عالم مجرد شد غم عالم نداشت

مالک دینار شد هر کس که یک درهم نداشت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1340

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هرکه را دستی ز همت بود جز بر دل نداشت

دستگاه پرتو یک شمع این محفل نداشت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 827

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور