صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1220غزل شمارهٔ 1220شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انشستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعشق بالا دست بر خاک از وجود ما نشستاز گهر گرد یتیمی بر رخ دریا نشست22نقل کریںعشق تن در صحبت ما داد از بی آدمیکوه قاف از بی کسی در سایه عنقا نشست33نقل کریںزخم مجنون تازه خواهد شد که از سودای ماطرفه شاهینی دگر بر سینه صحرا نشست44نقل کریںراه عشق است این، به آتش پایی خود پر منازخار این وادی مکرر برق را در پا نشست55نقل کریںجسم خاکی در صفای دل نیندازد خللباده آسوده است از گردی که بر مینا نشست66نقل کریںنیست تاب همنفس آیینه های صاف رازود می گردد گران، ابری که با دریا نشست77نقل کریںخار در چشمش، اگر هنگامه افروزی کندچون شرر هر کس تواند در دل خارا نشست88نقل کریںکرد رعنا همچو آتش بال و پرواز مرادر طریق عشق اگر خاری مرا در پا نشست99نقل کریںکفر و دین روشن ضمیران را نمی سازد دو دلکی شود شبنم دورو، گر بر گل رعنا نشست؟1010نقل کریںزنگ خودبینی گرفت آیینه بینایی اشهر که صائب یک نفس با مردم دنیا نشست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسرنزد از بلبلم هر چند دستانی درستناله ام نگذاشت در گلشن گریبانی درستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1219اگلی نظمتا عرق از می بر آن رخسار جان پرور نشستدر بهشت از جوش دعوی چشمه کوثر نشستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1221◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا غبارخط برآن حسن صفا پیرا نشستیک جهان امید در خاکستر سودا نشستبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 652عاقبت چون شعله خاکستر به فرق ما نشستدرد صهبا پنبه گشت و بر سر مینا نشستبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 653◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسرنزد از بلبلم هر چند دستانی درستناله ام نگذاشت در گلشن گریبانی درستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1219
اگلی نظمتا عرق از می بر آن رخسار جان پرور نشستدر بهشت از جوش دعوی چشمه کوثر نشستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1221
عاقبت چون شعله خاکستر به فرق ما نشستدرد صهبا پنبه گشت و بر سر مینا نشستبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 653