صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6554

غزل شمارهٔ 6554

شاعر: صائب

وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

قافیہ: ایتو

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

چشمی که فتاد بر لقای تو

شد مشرق گوهر از صفای تو

22

هر روز هزار بار می میرد

هر کس که نمرد از برای تو

33

جان داد به خضر چشمه حیوان

از غیرت لعل جانفزای تو

44

می شد چو شکوفه مغزها رقصان

می داشت بهار اگر هوای تو

55

پیوسته به آب خضر شد جویش

جان داد کسی که زیر پای تو

66

بر خاک چو برگ لاله می ریزد

خونی که نمی شود حنای تو

77

می کرد هزار باغبان در خاک

گل را می بود اگر وفای تو

88

می داشت بصیرتی اگر رضوان

می داد بهشت رونمای تو

99

صیاد ترا چو آهوی مشکین

بوی تو بس است رهنمای تو

1010

پای اندازی است اطلس گردون

در رهگذر برهنه پای تو

1111

آیینه به آب چشم درماند

بی پرده اگر شود لقای تو

1212

شمشیر برهنه می شود در دل

آبی که خورند بی رضای تو

1313

اکسیر حیات جاودان دارد

چشم صائب ز خاک پای تو

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای دل ز اوضاع جهان بیگانه شو بیگانه شو

با آن نگار خانگی همخانه شو همخانه شو

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6553

اگلی نظم

خامش گویا بود چشم سخنگوی تو

نقطه بسم الله است خال بر ابروی تو

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6555

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای گشته ز تابش صفای تو

آیینهٔ روی ما قفای تو

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 359

ای کعبهٔ من در سرای تو

جان و تن و دل مرا برای تو

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 360

چون نیست کسی مرا به جای تو

ترک همه گفتم از برای تو

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 692

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور