صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3057غزل شمارهٔ 3057شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ازمیریزدصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکجا خون مرا آن ساقی طناز می ریزد؟که خون شیشه در ساغر به چندین ناز می ریزد2نقل کریںچه خواهد کرد گاه جلوه مستانه، حیرانمسهی سروی که با خودداری از وی ناز می ریزد3نقل کریںکدامین تنگ ظرف آمد به این عشرت سرا یاربکه ساقی باده از ساغر به مینا باز می ریزد4نقل کریںندارد صرفه ای با بی پروبالان در افتادنزخون کبک، رنگ قتل خود شهباز می ریزد5نقل کریںندارد در دل معشوق اگر عاشق ره پنهانکه در دل غنچه را این خرده های راز می ریزد؟6نقل کریںبه این افتادگی، دارم هوای سرو بالاییکه نقش از بال مرغان سبک پرواز می ریزد7نقل کریںدر ایام خزان چون جمع سازد خویش را صائب؟گلی کز بار از لرزیدن آواز می ریزد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممسلسل حرف از آن مژگان خوش تقریر میریزدسخن زین خامه فولاد چون زنجیر میریزدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3056اگلی نظمغمی هر دم به دل از سینه صد چاک می ریزدزسقف خانه درویش دایم خاک می ریزدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3058آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممسلسل حرف از آن مژگان خوش تقریر میریزدسخن زین خامه فولاد چون زنجیر میریزدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3056
اگلی نظمغمی هر دم به دل از سینه صد چاک می ریزدزسقف خانه درویش دایم خاک می ریزدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3058