صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2650

غزل شمارهٔ 2650

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انهدرخونمیرود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دل ز بی برگی جگردارانه در خون می رود

تیغ از عریان تنی مردانه در خون می رود

2

گردبادش جلوه فواره خون می کند

در بیابانی که این دیوانه در خون می رود

3

می شود اسباب راحت مایه آزار من

خوابم از رنگینی افسانه در خون می رود

4

طالع خوش قسمتی دارم که در بزم بهشت

گر به کوثر می زنم پیمانه در خون می رود

5

می کند دیوانه در سنگ ملامت سیر گل

در بر و آغوش گل، فرزانه در خون می رود

6

می شود شیرین به امید گهر دریای تلخ

جان به ذوق صحبت جانانه در خون می رود

7

بس که زلف اوست از دلهای خونین مایه دار

باد در خون می نشیند، شانه در خون می رود

8

از رعونت می شود خون هواجویان هدر

شاخ گل از جلوه مستانه در خون می رود

9

همچو داغ لاله مادر خون حصاری گشته ایم

هر که می آید به این ویرانه در خون می رود

10

می کند از سایه آن جامه گلگون احتراز

گرچه از جرأت دل دیوانه در خون می رود

11

تازه می گردد چو داغ لاله صائب داغ من

هر که را بینم جگردارانه در خون می رود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در بیابان خار اگر در پای مجنون می‌رود

جوی خون از دیده لیلی به هامون می‌رود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2649

اگلی نظم

هر کجا حرف شراب ارغوانی می رود

از دهان خضر آب زندگانی می رود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2651

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

در ره سودای او، فرزانه در خون می رود

آشنا بر برگ گل، بیگانه در خون می رود

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 313

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور