صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4528

غزل شمارهٔ 4528

شاعر: صائب

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: ایدگردارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

آڈیو
آڈیو
Toggle stanza 1
1

هر ذره ازو در سر سودای دگر دارد

هر قطره ازودردل دریای دگردارد

2

از مصحف روی او دارد سبقی هر کس

در هر نظر آن عارض سیمای دگر دارد

3

در سایه هر خاری زین وادی بی پایان

آن لیلی بی پروا شیدای دگردارد

4

در ابر فروغ مه پوشیده نمی ماند

آن را که تویی در دل سیمای دگردارد

5

هر چند علم رعناست در معرکه هستی

آن کز سر جان خیزد بالای دگردارد

6

نبض دل بیتابان زین دست نمی جنبد

این موج سبک جولان دریای دگردارد

7

در دایره امکان این نشأه نمی باشد

پیمانه چشم او صهبای دگردارد

8

در شیشه گردون نیست کیفیت چشم او

این ساغر مرد افکن مینای دگردارد

9

شوخی که دلم خون کرد از وعده خلافیها

فردای قیامت هم فردای دگردارد

10

از شهد سخن هر کس شیرین نکند لب را

در طبله خاموشی حلوای دگردارد

11

چشمی که شود گریان از پرتو خورشیدش

در هر گره قطره دریای دگردارد

12

افتاده به جاهرچند در کنج دهن خالش

برطرف بناگوشش خط جای دگردارد

13

چون سیر کسی بیند رویش که زهر جانب

از خال وخط مشکین لالای دگردارد

14

گر نیست بجا عذرش بر جاست ز بی جایی

بیرون ز دو عالم دل مأوای دگردارد

15

زنهار مجو راحت از عالم آب وگل

کاین آهوی رم کرده صحرای دگردارد

16

در حلقه زلف او دل راست عجب شوری

در سلسله دیوانه غوغای دگردارد

17

از مستی شوق او در راه طلب عاشق

لغزید اگر پایش صد پای دگردارد

18

زین غمکده چون هرگز بیرون نگذارد پا

غیر از دل ما دلبر گر جای دگردارد

19

سیمرغ به چشم ما از پشه بود کمتر

در مد نظر این دام عنقای دگردارد

20

هر چند به شبنم گل شوید رخ گلگون را

رخسار به خون شسته سیمای دگردارد

21

در سینه خم هر چند بی جوش نمی باشد

در کاسه سرها می غوغای دگردارد

22

ای خواجه کوته بین بیداد مکن چندی

کاین بنده نافرمان مولای دگردارد

23

از گفته مولانا مدهوش شدم صائب

این ساغر روحانی صهبای دگر دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از ناله نی هر کس هشیار نمی گردد

از صور قیامت هم بیدارنمی گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4527

اگلی نظم

از بیم خط آن لب شد باریک وچنین باشد

آن را که چنین زهری در زیر نگین باشد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4529

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

امروز جمال تو سیمای دگر دارد

امروز لب نوشت حلوای دگر دارد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 594

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

0:000:00