صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3027

غزل شمارهٔ 3027

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: انمیسوزد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

کدامین روز بر حالم دل خارا نمی سوزد؟

ز اشک آتشینم دامن صحرا نمی سوزد

2

کدامین روز اشک من به دریا روی می آرد؟

که همچون شمع، ماهی در دل دریا نمی سوزد

3

بود دلسردیی لازم کمال عشقبازی را

که عاشق تا به کام دل نسوزد وا نمی سوزد

4

من گریان سراپا سوختم از داغ تنهایی

که می گوید در آتش چوب تر تنها نمی سوزد؟

5

اگر نه آتش سوزنده دست آموز می گردد

چرا دست کسی از ساغر صهبا نمی سوزد؟

6

نمی گردد به گردش فیض چون پروانه هر ساعت

کسی چون شمع تا در پرده شبها نمی سوزد

7

درین بستانسرا سرو سرافرازی نمی یابم

که همچون شمع سبز از رشک آن بالا نمی سوزد

8

اگر نه آشتی داده است ساقی جنگجویان را

چرا از آتش می پنبه مینا نمی سوزد؟

9

دلیل صافی عشق است خاموشی و حیرانی

که در روغن نمک تا هست بی غوغا نمی سوزد

10

زخورشید قیامت مشرب عاشق چه غم دارد؟

که داغ لاله هرگز سینه صحرا نمی سوزد

11

چه پروا دارد از دمسردی اغیار داغ ما؟

گل خورشید عالمتاب از سر ما نمی سوزد

12

نهال طور در آب و عرق غرق است از خجلت

زرشک کلک صائب نیشکر تنها نمی سوزد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خمار می مرا در گوشه میخانه می‌سوزد

شراب من چو داغ لاله در پیمانه می‌سوزد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3026

اگلی نظم

مرا صد آه یکبار از دل صد چاک می خیزد

به قدر شق سیاهی از زبان خامه می ریزد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3028

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور