صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 692غزل شمارهٔ 692شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ادراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںترجیح می دهد به پدر اوستاد راهر کس شناخته است بیاض و سواد را2نقل کریںبا نیک و بد چو شیر و شکر جوش می زنددریافت هر که چاشنی اتحاد را3نقل کریںدر زیر آسمان نبود صبح بی شفقخون در پیاله است جبین گشاد را4نقل کریںزخم زبان چه کار به سرگشتگان کند؟پروای خار و خس نبود گردباد را5نقل کریںتلخی کشان عشق نگیرند جام زهردر محفلی که راه بود نوش باد را6نقل کریںاز ابر بی نیاز بود تیغ آبدارحاجت به باده نیست روان های شاد را7نقل کریںزهرست شکری که مکرر نمی شودبدخو مکن به وصل، دل نامراد را8نقل کریںشایسته خدا و رسول است اعتقادضایع مکن به اهل جهان اعتقاد را9نقل کریںزنهار در درستی خط سعی کن که هستخط شکسته، خواب پریشان سواد را10نقل کریںصائب امید هست که آن خط عنبرینروشن کند سواد من بی سواد را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر جوش گل شراب ننوشد کسی چرا؟با رحمت خدای نجوشد کسی چرا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 691اگلی نظمقید عیال، پست کند رای مرد راگهواره تخته بند کند پای مرد راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 693آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر جوش گل شراب ننوشد کسی چرا؟با رحمت خدای نجوشد کسی چرا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 691
اگلی نظمقید عیال، پست کند رای مرد راگهواره تخته بند کند پای مرد راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 693