صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 572غزل شمارهٔ 572شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اهیماصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعلم نصرت ما آه سحرگاهی مامهر خاموشی ما چتر شهنشاهی ما22نقل کریںما ز بی برگ و نوایی خط پاکی داریمچه کند باد خزانی به رخ کاهی ما؟33نقل کریںچرخ چندان که زند نقش حوادث بر آبمی شود جوهر آیینه آگاهی ما44نقل کریںچه توقع ز رفیقان دگر باید داشت؟سایه جایی که کشد پای ز همراهی ما55نقل کریںرفته بودیم که از وادی دل دور شویمنفس سوخته شد سرمه آگاهی ما66نقل کریںهر سر خار درین دشت چراغی گردیدپای برجاست همان ظلمت گمراهی ما77نقل کریںرفت عمر و قدم از خود ننهادیم برونداد از غفلت ما، آه ز کوتاهی ما88نقل کریںهمچنان خار به دل از رگ خامی داریمفلس اگر داغ شود بر بدن ماهی ما99نقل کریںنیست در دامن این دشت، شکاری صائبکه علم چرب کند آه سحرگاهی ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز بساط فلک آن سوی بود بازی ماشش جهت کیست به ششدر فکند بازی ما؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 571اگلی نظمدل نگردید شب وصل تهی از گلههاطی شد این وادی و هموار نشد آبلههاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 573◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز بساط فلک آن سوی بود بازی ماشش جهت کیست به ششدر فکند بازی ما؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 571
اگلی نظمدل نگردید شب وصل تهی از گلههاطی شد این وادی و هموار نشد آبلههاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 573