صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 555غزل شمارهٔ 555شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچند بر کوردلان جلوه دهم معنی را؟پیش دجال کشم مایده عیسی را2نقل کریںدر دیاری که ز ارباب تمیزست ز کامغنچه آن به که کند مهر، لب دعوی را3نقل کریںسوزنی گر نکشد سرمه بینش در چشمنتوان عیب نمودن نفس عیسی را4نقل کریںخصم انگشت چرا بر سخن من ننهد؟بر سر چوب بود حس بصر، اعمی را5نقل کریںهر که با خود دو گواه از رگ گردن داردمی برد پیش، دو صد دعوی بی معنی را6نقل کریںنتوان بر سخن روشن من پرده کشیدچه غم از موجه نیل است کف موسی را؟7نقل کریںصائب از تیرگی بخت سخن شکوه مکنکز سیه خانه گزیری نبود لیلی را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنشد از روی تو سیراب نظر آینه راشرم رخسار تو خون کرد جگر آینه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 554اگلی نظملب میگون تو خمار کند تقوی راچشم بیمار تو آرد به زمین عیسی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 556زمینہم وزن و قافیہ نظمیںلب میگون تو خمار کند تقوی راچشم بیمار تو آرد به زمین عیسی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 556آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنشد از روی تو سیراب نظر آینه راشرم رخسار تو خون کرد جگر آینه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 554
اگلی نظملب میگون تو خمار کند تقوی راچشم بیمار تو آرد به زمین عیسی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 556