صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5997

غزل شمارهٔ 5997

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انساختن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چند بزم باده پنهان از حریفان ساختن؟

خویش را آراستن، آیینه پنهان ساختن

2

پنجه خورشید را در آستین دزدیدن است

عشق را در پرده ناموس پنهان ساختن

3

کار بر شیرازه زلف تو مشکل می شود

ورنه آسان است دلها را پریشان ساختن

4

می تواند مور، اگر بخت سخن یاری کند

پایتخت خویش از دست سلیمان ساختن

5

می چکد جای عرق خون از جبین آفتاب

نیست آسان سنگ را لعل بدخشان ساختن

6

از جوانمردی است با یک قرص همچون آفتاب

عالمی را بی نیاز از خوان احسان ساختن

7

چون صدف پیش ترشرویان برای قطره ای

دست خود را کاسه دریوزه نتوان ساختن

8

پیش دانا از تمام علم ها بالاترست

خویش را با دانش سرشار نادان ساختن

9

یا ز سیلاب حوادث رو نباید تافتن

یا نباید خانه در صحرای امکان ساختن

10

بر سر گفتار صائب را قدح می آورد

کار آیینه است طوطی را سخندان ساختن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر چو غواصان توانی پای از سر ساختن

می توانی جیب و دامن پرز گوهر ساختن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5996

اگلی نظم

آن خرابم کز زبانم حرف نتوان ساختن

بیش ازین ما را مروت نیست ویران ساختن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5998

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن خرابم کز زبانم حرف نتوان ساختن

بیش ازین ما را مروت نیست ویران ساختن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5998

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور