صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3212

غزل شمارهٔ 3212

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: انبرنمیاید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

مصفا تا نمی‌گردد، ز تن جان برنمی‌آید

نگردد پاک تا یوسف، ز زندان برنمی‌آید

2

گریبان لحد را چاک خواهد کرد اشک من

تنور از عهده تسخیر طوفان برنمی‌آید

3

به راه دشمنان خود کدامین خار می‌ریزم؟

که از پیش دو چشمم همچو مژگان برنمی‌آید

4

چو حیرت چشم‌بندی می‌کند ذرات عالم را

چرا از ابر آن خورشید تابان برنمی‌آید؟

5

حیا چندان که خود را می‌کشد در پرده‌پوشی‌ها

به شوخی‌های آن چاک گریبان برنمی‌آید

6

کدامین شب نمی‌ریزد ز کلکم مصرع رنگین؟

کدامین روز شیری زین نیستان برنمی‌آید؟

7

کشیدم تا قدم از کوی هستی خون عرق کردم

ازین گل پای خواب‌آلود آسان برنمی‌آید

8

ز چندین آه اگر یک آه اثر دارد غنیمت دان

که دایم ماه مصر از چاه کنعان برنمی‌آید

9

دل گرمی مگر هنگامه‌افروزی کند، ورنه

به این بزم خنک خورشید تابان برنمی‌آید

10

تو تا از پرده شرم و حیا بیرون نمی‌آیی

نگاه از دیده عاشق به سامان برنمی‌آید

11

مگر جولان او صائب قیامت را عیان سازد

وگرنه هیچ گردی زین نمکدان برنمی‌آید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید

رسانم گر به آب این خاک را، نم برنمی آید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3211

اگلی نظم

خیال او به تدبیر از دل من برنمی‌آید

که هرگز خارخار از دل به سوزن برنمی‌آید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3213

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نه از شرمست کز چشم وی آسان برنمی‌آید

نگاهش با درازی‌های مژگان برنمی‌آید

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 187

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور