صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6151

غزل شمارهٔ 6151

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نگمیایدبرون

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

گر بنالم خون ز چشم سنگ می‌آید برون

ور بگریم خار و گل یکرنگ می‌آید برون

22

هر طرف دیوانه خوش طالع من می‌رود

کودکی با دامن پر سنگ می‌آید برون

33

فارغ است از خودنمایی جوهر اقبال ما

تیغ ما از زخم‌ها بی‌رنگ می‌آید برون

44

عمرها باید که آن یاقوت لب نوخط شود

سبزه با تمکین ز زیر سنگ می‌آید برون

55

زخم پیکان می‌شود در سینه دلگیر من

گل ز باغم غنچه دلتنگ می‌آید برون

66

طوطیان را دل چو مغز پسته خون خواهد شدن

گر به این تمکین شکر از تنگ می‌آید برون

77

هرکه چون آیینه لوح سینه خود صاف کرد

ساده از دنیای پر نیرنگ می‌آید برون

88

یک گل بی‌رنگ دارد عالم پر رنگ و بو

کز لطافت هر زمان صد رنگ می‌آید برون

99

بیستون را در فلاخن می‌گذارد تیشه‌ام

کوهکن با من کجا همسنگ می‌آید برون؟

1010

گرچه در هر حمله‌ای می‌افکند صد سر به خاک

دست خالی نیزه‌ام از جنگ می‌آید برون

1111

گر به این دستور خواهد باده من جوش زد

از طلسم چرخ مینا رنگ می‌آید برون

1212

از دل ما حرص را دست تصرف کوته است

این سبو خشک از می گلرنگ می‌آید برون

1313

نیست چون فرهاد اگر در جذب عاشق کوتهی

نقش شیرین بی‌حجاب از سنگ می‌آید برون

1414

از ریاضت هرکه را بر پشت می‌چسبد شکم

ناله‌اش چون چنگ، سیر آهنگ می‌آید برون

1515

صبح پیری از دلم زنگار غفلت را نبرد

دیگر این آیینه کی از زنگ می‌آید برون؟

1616

ما درین گلزار صائب مرغ آتشخواره‌ایم

دانه ما چون شرار از سنگ می‌آید برون

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا به عزم صید آن بی‌باک می‌آید برون

خون ز چشم حلقه فتراک می‌آید برون

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6150

اگلی نظم

چون خط از لعل لب آن ماه می آید برون

از جگرگاه بدخشان آه می آید برون

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6152

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور